گزارش جلسه اول کارگاه تحلیل نقاشی-ترم اول

دیروز (94/01/30) نخستین جلسه «کارگاه تحلیل نقاشی» ترم اول (تحلیل نقاشی‌های منتخب از دو دوره‌ی کلاسیک و نئوکلاسیک از 1300 تا 1800) در موسسه بهاران برگزار شد. دوستان لطف فرموده و برای مشارکت در کشف رازهای نهفته در آثار ماندگار نقاشی، در این دوره شرکت کردند. مقرر شده بود که هر جلسه در 3 ساعت برگزار شود که با احتساب 24 ساعت در یک ترم، در 8 جلسه به پایان خواهد رسید. اما به توافق دوستان، ساعت کلاس از 16-19 به 17-20 در روزهای یکشنبه تغییر یافت. سپس با  معرفی دوستان و انگیزه‌هایشان برای شرکت در این دوره جلسه آغاز شد.

اهم مباحث مطرح شده در جلسه اول:

در بخش اول: مبانی نظری

-         بیان اهداف این دوره (تقویت نگاه و دیدن – یادگیری تحلیل اثر تجسمی – آشنایی ضمنی با مکاتب نقاشی – آشنایی با زمان و مکان آفرینش یک نقاشی – آشنایی با هنرمندان به نام و تاثیرگذار در نقاشی – یادگیری نوشتن در زمینه آثار نقاشی و ...)

-          تبیین عناصر بصری (خط، رنگ، شکل، حجم، بافت و ...)

-          تبیین عناصر ترکیب‌بندی (هماهنگی، تعادل، تضاد، توازن، حرکت و ...)

 

 

در بخش دوم: تحلیل نقاشی "سوگواری مسیح" (Lamentation) - 1305

-          بیان مختصری از پیشینه تاریخی و ویژگی‌های سه دوره نقاشی: مصر، یونان و روم و تاثیرگذاری آن بر دوره آفرینش این نقاشی

-          تبیین شرایط هنر نقاشی در قرون وسطی

-          معرفی نقاش: جوتو دی بوندونه نقاش ایتالیایی و شرایط پیرامونی

-          بیان احساسات هنرجویان در مواجهه با اثر

-          توصیف نقاشی "سوگواری مسیح"

-          تحلیل فرم و محتوای اثر

تغییر ساعات کلاس کارگاه تحلیل نقاشی

تغییر ساعات کلاس کارگاه تحلیل نقاشی

 

تمثیلی از نقاشی کردن - 1648 (Allegory of Painting)

اثر: جرارد ون هونتورست (1592 – 1656) نقاش عصر طلایی هلند

مختصری در باب نظریه‌ی آشنایی‌زدایی (Defamiliarization)

لینک مطلب در هفته‌نامه آسیانیوز

لینک مطلب در خبرآنلاین

 دوشیزگان آوینیون 1907 (Les Demoiselles d'Avignon)‏

اثری از نقاش معاصر اسپانیایی، پابلو پیکاسو (۱۸۸۱ - ۱۹۷۳ میلادی)

 

مفهومی منبعث از نظریات نقد ادبی و هنری که نخستین بار توسط ویکتور اشلوفسکی در 1919م. در رساله «هنر همچو شگرد» مطرح شد.

به زبانی ساده، آشنایی‌زدایی  سعی در انتقال حس، توسط آثار هنری و ادبی دارد اما نه آنگونه که شناخته شده هستند بلکه آنگونه که احساس می‌شوند.  در اثر هنری و یا ادبی روند ادراک به گونه‌ای تعبیه شده که حس و ادراکی متفاوت عرضه می‌کند که در زندگی طبیعی بسیار معمول و عادی به نظر می‌رسد.

به تعبیری آشنایی‌زدایی، درصدد زدودن عادات ماست در برابر چیزهایی که می‌بینیم و از کنارشان با کمترین حساسیت عبور می‌کنیم.

این شگرد قادر است در مخاطب درک و دریافت جدیدی از جهان پیرامون ایجاد کند که تاکنون تجربه نشده است. وقتی هنرمندی از یک منظره طبیعی تابلویی را ترسیم می‌کند، از زبان و عناصر بصری بهره می‌برد که خود مانعی است برای ساده‌انگاری و سطحی دیدن و نگاهی گذرا. این آشنایی‌زدایی در سطح زبان است.

نقاش با ارائه‌ای متفاوت از منظره طبیعی، با همان ابزارها و شگردهای هنر نقاشی، مفهوم نوینی را از جهان واقعی عرضه می‌دارد که یا متفاوت‌تر از مفهوم واقعی است و یا در تضاد با آن. به این سطح از آشنایی‌زدایی، تغییر و یا تبدیل در مفاهیم گفته می‌شود.

 

 ستایش کودک Adoration of the Child) 1620) 

اثر: جرارد ون هونتورست (1592 – 1656) نقاش عصر طلایی هلند

هنر قادر است قراردادهای معمول و تثبیت شده را تغییر دهد و معیارهای جدیدی بیافریند. در نقاشی، هنرمند با نوآفرینی و ابداع سبک‌ (عام یا خاصی) که تجربه نشده است، آثاری تولید می‌کند که خود واجد اسلوب و اصولی است مبدعانه، و متضمن ایجاد احساس و درکی بکر که پیش از آن هیچگاه نسبت به آن شناختی وجود نداشته است. چنین آشنایی‌زدایی در شکل و سبک هنری به وقوع می‌پیوندد.