شباهت تاریخی، گناهی نابخشودنی: مختارنامه، قهوهی تلخ و مردگان باغ سبز
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۹ ساعت 13:26 توسط شهرام زعفرانلو
|
امروز خواهم آمد
پردهها را پاره خواهم کرد
بندها را ساده خواهم کرد
روشنایی را جاده خواهم کرد
امروز خواهم آمد
سنگها را مینوازم
دشتها را از سکوت
رودها را از جمود
چشمها را از کبود
رنگها را از نبود
میرهانم
امروز خواهم آمد
و زیبایی را با تن-ها
نبوغ را با شنها
و برف را با آن-ها
و صبح را با زنها
هدیه خواهم کرد
امروز خواهم آمد
شب به نیمه رسیدست
گرگ در شب تنیدست
جغد با تب رمیدست
و مُهر بر دیده ...
امروز به اتمام رسیدست!
![]()


