نقاشي: عليرضا ذاكري/ زمستان 1382
نام نقاشي را خود نقاش بر آن نهاده است. نماد دين، مسجدي است بر بالاي تپهاي نه چندان سرسبز كه دنياي امروز را ترسيم ميكند. آسمان آبي نيست و تنها رنگ دلانگيز در نقاشي كه توجه بيننده را در ابتدا به خود جلب ميكند، متعلق به بناي بالاي تپه است. چرا بالاي تپه؟ نقاش براي ساحت دين (مسجد) شأني بالاتر از ساير امور قائل است كه طالبان و جويندگان معنويت براي دستيابي به آن بايد زحمت طي طريق را متحمل شوند.
درخت خشكيده كه آخرين و نزديكترين اميد و همدم مسجد است نه تنها هيچ نشانهاي از حيات در خود ندارد بلكه حتي نشاني از وجود ابر و آب براي زندگي دوباره در اطراف آن به چشم نميخورد.
و اما "جاده"؛ كه نقاش با نامگذاري بر روي تابلو: "جادهي گم شدهي دين" نظر بيننده را به جستجو براي يافتن آن (جاده) در نقاشي فرا ميخواند. اما آنچه كه نقاش انتظار دارد مخاطب حس كند را به خوبي القا ميكند كه جادهاي بوده و حالا به خاطر نبود "رهرو" از نظرها محو شده است.
فضاي كلي اثر بسيار تاسفبار و مايوس كننده است. نهاد دين به تدريج به اثري مخروبه و يا دستكم باستاني بدل خواهد شد.
