برداشتي از زندگي حوزوي سيدمحمدحسين طباطبايي - فريد مدرسي (شهروند امروز)

شايد نگاه رسمي و حكومتي به زندگاني علامه جليل‌القدر را از تلويزيون ديده باشيد. اما آنچه در زير مي‌خوانيد نگاهي متفاوت و واقعاً تامل‌برانگيزي به زندگي اين مرد بزرگوار تاريخ فلسفه و دانش است. 

ادامه نوشته

جاده‌ي گم شده‌ي دين!

نقاشي: عليرضا ذاكري/ زمستان 1382

نام نقاشي را خود نقاش بر آن نهاده است. نماد دين، مسجدي است بر بالاي تپه‌اي نه چندان سرسبز كه دنياي امروز را ترسيم مي‌كند. آسمان آبي نيست و تنها رنگ دل‌انگيز در نقاشي كه توجه بيننده را در ابتدا به خود جلب مي‌كند، متعلق به بناي بالاي تپه است. چرا بالاي تپه؟ نقاش براي ساحت دين (مسجد) شأني بالاتر از ساير امور قائل است كه طالبان و جويندگان معنويت براي دستيابي به آن بايد زحمت طي طريق را متحمل شوند.

درخت خشكيده كه آخرين و نزديك‌ترين اميد و همدم مسجد است نه تنها هيچ نشانه‌اي از حيات در خود ندارد بلكه حتي نشاني از وجود ابر و آب براي زندگي دوباره در اطراف آن به چشم نمي‌خورد.

و اما "جاده"؛ كه نقاش با نامگذاري بر روي تابلو: "جاده‌ي گم شده‌ي دين" نظر بيننده را به جستجو براي يافتن آن (جاده) در نقاشي فرا مي‌خواند. اما آنچه كه نقاش انتظار دارد مخاطب حس كند را به خوبي القا مي‌كند كه جاده‌اي بوده و حالا به خاطر نبود "رهرو" از نظرها محو شده است.

فضاي كلي اثر بسيار تاسف‌بار و مايوس كننده است. نهاد دين به تدريج به اثري مخروبه و يا دستكم باستاني بدل خواهد شد.

بزرگ، بزرگ و بزرگتر

اين طرح را در وبلاگ آقاي ذاكري ديدم. نمي‌دانم هنر ايشان است يا كس ديگر. اما در عين سادگي به مدد انديشه‌اي پخته كه در آن مستتر است، بيننده را در فكر فرو مي‌برد. 

علاقه و تشنگي و حتي حرص زدن خيلي‌ها براي بزرگ شدن نه بزرگوار ماندن، هميشه قابل كنترل نيست. وقتي اين ولع از گنجايش و ظرفيت‌ها خارج مي‌شود فرد را نيز به نابودي مي‌كشاند.

با كمي دقت در اطرافمان شاهد افراد، شركت‌ها، گروه‌ها، نهادها، سازمانها، دولتها و... هستيم كه تلاش مي‌كنند تا به تمامي امكانات و قدرت‌ها دست يابند و "توان مطلق" شوند. به تعبير اين تصوير غافل از آنكه خود نابودگر خويش خواهند بود.